پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۵
شمر بن ذی‌الجوشن؛ خروجیِ کدام تفکر بود؟

حوزه/ شمر بن ذی‌الجوشن، با وجود مشارکت در شهادت امام حسین(ع)، اطاعت از فرمان حاکمان را توجیه رفتار خود می‌دانست. در کنار این گزارش، روایتی منقول از حذیفه درباره اطاعت از امیر حتی در صورت ظلم، زمینه بررسی مبانی فکری این رفتار را فراهم می‌کند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، واقعه کربلا را نمی‌توان صرفاً یک جنایت بدون پشتوانه فکری دانست. بررسی برخی گزارش‌های تاریخی و روایی نشان می‌دهد مسئله اطاعت از حاکم و تلقی نادرست از فرمان‌برداری، می‌توانست در شکل‌گیری رفتار عاملانی چون شمر نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد.

این‌که تصور شود پشت واقعه کربلا هیچ تفکر و ایدئولوژی‌ای وجود نداشته، نادرست است. برای شناخت مبانی فکری عاملان این واقعه و آگاهی از اینکه این تفکر از چه نگرشی سرچشمه گرفته است، این دو گزارش را با دقت مطالعه کنید.

عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ، قَالَ: کَانَ شِمْرُ بْنُ ذِی الْجَوْشَنِ الضِّبَابِیُّ یُصَلِّی مَعَنَا الْفَجْرَ، ثُمَّ یَقْعُدُ حَتَّی یُصْبِحَ، ثُمَّ یُصَلِّی، ثُمَّ یَقُولُ: اللَّهُمَّ إِنَّکَ شَرِیفٌ تُحِبُّ الشَّرَفَ، وَإِنَّکَ تَعْلَمُ أَنِّی شَرِیفٌ، فَاغْفِرْ لِی. قَالَ: قُلْتُ: وَیْحَکَ، کَیْفَ تَصْنَعُ؟ إِنَّ أُمَرَاءَنَا هَؤُلَاءِ أَمَرُونَا بِأَمْرٍ، فَلَمْ نُخَالِفْهُمْ، وَلَوْ خَالَفْنَاهُمْ لَکُنَّا شَرًّا مِنْ هَؤُلَاءِ الْحُمُرِ السَّقَّاةِ.

ابی اسحاق سبیعی می‌گوید:
شمر بن ذوالجوشن را در حال دعا دیدم که از خدا طلب مغفرت می‌کرد و می‌گفت: «خدایا، تو شریف هستی و شرف را دوست داری و تو می‌دانی که من مرد شریفی هستم، پس مرا ببخش.»
به او گفتم:
«وای بر تو! تو قاتل نوه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله هستی.»
شمر گفت:
«وای بر تو! اگر زمانی که حاکمان ما فرمان می‌دادند و ما اطاعت نمی‌کردیم، از این خران آب‌کش بدبخت‌تر بودیم.»

عن ابی سَلَّامٍ قال قال حُذَیْفَةُ بن الْیَمَانِ قلت یا رَسُولَ اللَّهِ اِنَّا کنا بِشَرٍّ فَجَاءَ الله بِخَیْرٍ فَنَحْنُ فیه فَهَلْ من وَرَاءِ هذا الْخَیْرِ شَرٌّ قال نعم قلت هل وَرَاءَ ذلک الشَّرِّ خَیْرٌ قال نعم قلت فَهَلْ وَرَاءَ ذلک الْخَیْرِ شَرٌّ قال نعم قلت کَیْفَ قال یَکُونُ بَعْدِی اَئِمَّةٌ لَا یَهْتَدُونَ بِهُدَایَ ولا یَسْتَنُّونَ بِسُنَّتِی وَسَیَقُومُ فِیهِمْ رِجَالٌ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّیَاطِینِ فی جُثْمَانِ اِنْسٍ قال قلت کَیْفَ اَصْنَعُ یا رَسُولَ اللَّهِ ان اَدْرَکْتُ ذلک قال تَسْمَعُ وَتُطِیعُ لِلْاَمِیرِ وَاِنْ ضُرِبَ ظَهْرُکَ وَاُخِذَ مَالُکَ فَاسْمَعْ وَاَطِعْ.»

حذیفه بن یمان می‌گوید:
به رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) عرض کردم:

«ما در راه شر (و گمراهی جاهلیت) بودیم، خداوند برای ما خیر (و نیکی اسلام) آورد. آیا پشت این خیر، شری به ما می‌رسد؟»
فرمودند:
«آری.»
عرض کردم:

«آیا بعد از آن شر، خیری هم هست؟»
فرمودند:
«آری.»

عرض کردم:
«چگونه؟»
فرمودند:
«بعد از من امامانی خواهند بود که به هدایت رهنمون نمی‌کنند و به سنت من عمل نمی‌کنند و در بین آنان مردانی هستند که قلوبشان قلب‌های شیطان است و جسمشان جسم آدم.»

عرض کردم:
«وظیفه ما در این هنگام چیست؟»
فرمودند:
«فرمانبردار و مطیع امیر باش و سخنش را بشنو؛ اگرچه تو را بزند و اموالت را بگیرد، فرمانبردار و مطیع باش.»

* نتیجه گیری

در گزارش نخست، شمر بن ذی‌الجوشن اطاعت از فرمان را چنان ضروری می‌دانست که سرپیچی از آن را مایه پستی می‌شمرد.
همچنین برخی روایات در منابع عامه بر اطاعت از حاکم ستمگر تأکید دارند.

بر اساس این تحلیل، چنین باورهایی می‌توانست باعث شود افرادی مانند شمر جنایت کربلا را نه گناه، بلکه اجرای وظیفه و اطاعت از حاکم بدانند.

منابع:

۱: تاریخ دمشق ابن عساکر ج۲۳ ص ۱۸۹
۲: صحیح مسلم ج ۳ ص۱۴۷۹
@mirasehadisi

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha